در پروندهای در دادگاه انقلاب مرکز استان خوزستان، فردی از عربهای خوزستان که قبلا شیعه بود و بعد سُنی شده بود، از قبرستانهای اهواز و آبادان و شادگان چند دقیقه فیلم تهیه کرده بود. به خاطر همین چند دقیقه فیلمبرداری از قبرستانها، دستگیر و به جرم سنگین «جاسوسی» متهم شد.
پس از صدور قرار مجرمیت و متعاقب آن صدور کیفرخواست، که طبق معمول عینا بر اساس گزارش ضابطین امنیتی تهیه شده بود؛ قاضی شعبه دو دادگاه انقلاب اهواز (شاهینی) که با تندی ذاتی و خاص خود بهدنبال محکومیت متهم بود، در ابتدای جلسه و بجای بیطرفی در رسیدگی، در مقام دفاع از کیفرخواست برآمده است!
وکیل: کدام عمل متهم مصداق جاسوسی است؟
قاضی: تهیه فیلم و ارسال آن.
وکیل: آیا تهیه فیلم از قبرستان و اماکن عمومی میتواند «جاسوسی» باشد؟ اصلا این عمل با هر انگیزهای اساسا مگر «جرم» است؟
قاضی: متهم سوءنیت داشته و سنی شده و به تبلیغ وهابیت مشغول بوده و اعتراف هم کرده است!
وکیل: اولا متهم سه ماه و اندی در بازداشت انفرادی اطلاعات بوده و اعترافات او تلقین ضابطین امنیتی است و اعتباری ندارد.
ثانیا این فرد بیسواد است و توان خواندن و نوشتن ندارد. چهطور ممکن است اعترافش را نوشته باشد؟
ثالثا یک شهروند عادی و تعمیرکار دوچرخه، چگونه به اطلاعات و اسناد طبقهبندی شده دسترسی داشته تا بتواند اقدام به جاسوسی کند!؟ رابعا، موکل برای چه منفعتی اقدام به جاسوسی کرده؟
قاضی: گزارش اداره اطلاعات مفصل و مستند است!
وکیل: جناب قاضی! آیا در پرونده جز اینکه متهم از مذهب شیعه به سنی گرویده، چیز دیگری هم هست؟
در نهایت، متهم با دفاعیات مفصل وکیل و مستند به «اصل برائت» و «اصل تفسیر به نفع متهم»، از اتهام ساختگی جاسوسی و اقدام علیه امنیت کشور تبرئه شد.
مطابق قوانین جزایی، «جاسوسی» اقدامی علیه امنیت کشور محسوب میشود. در تمامی رژیمهای کیفری دنیا نیز رسیدگی به چنین پروندههایی با ملاحظات ويژهای صورت میگیرد.
ولی آیا میتوان به هر اقدام فعالان مدنی، کنشگران حقوق بشری یا شهروندان عادی، با هدف حذف، سرکوب و خاموش کردن صداهای مخالف، از عنوان «جاسوسی» استفاده کرد؟
