قاضی: خانم! خجالت نمیکشید چنین عقیدهای را بیان میکنید؟
متهم: حاج آقا شما کتاب را خواندهاید؟
قاضی: خیر! اما حتما چیز خوبی نیست که ضابط با آن مخالفت کرده است!
متهم: از کجا معلوم که ضابط هم کتاب را خوانده باشد؟
قاضی: چون مورد وثوق است!
متهم: به نوشتن کتاب {…} باور داشتم.
قاضی: بله. ما در اسلام و قانون، از تفتیش هر عقیدهای منع شدهایم. آن کلیسا بوده که عقاید مردم را تفتیش میکرده است. اسلام اجازه چنین کاری نمیدهد. اما شما عقیده خودتان را بیان کردهاید و تفتیش عقیده نبوده است!
