فروپاشی حقوقی؛ بحران آخر یک نظام سیاسی

هر چند ناتوانی جوامع در حل مسائل، مقدمه‌ی فروپاشی است، اما این مقدمه، الزاما به نتیجه‌‌ای تحت عنوانِ فروپاشی منتهی نمی‌شود؛ مگر آنکه حاکمانِ آن جوامع، به جای دیدن چالش‌ها و اندیشیدن برای راهکارها، در ساختاری بسته و متصلب، غرق در خودستایی و خودمحوری شوند و گوش‌هایشان را بر روی هر صدایی به جز کرنش یا ستایش ببندند. با این حال، آنچه تاکنون از فروپاشی‌ها شنیده‌ایم، غالبا از منظر سیاسی و اجتماعی بوده و سخنی از فروپاشی حقوقی به میان نیامده است. حال آنکه، به همان اندازه که «نظم حقوقی» یکی از نشانه‌های اصلی سلامتِ نظام سیاسی است، «فروپاشی حقوقی» هم یکی از نشانگرهای اصلی احتضار نظام سیاسی است.